خرید بک لینک

تویی کامل منم ناقص،تویی خالص منم مخلص

تویی سور و منم راقص،من اسفل تو معلایی



برچسب: شعر مورد علاقه جیگر,شعر مورد علاقه,شعر مورد علاقه من,اشعار مورد علاقه,شعر در مورد علاقه,شعر در مورد ابراز علاقه,اشعار مورد علاقه من,شعر های مورد علاقه من, نویسنده: یوسف جعفری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 1:34

حتی توی خواب و رویا من با تو یه جا جمع نمی شیم. خواب جالبی بود. توی خواب کاملا خودم بودم خود خود واقعیم دیگه مراعاتتو نمیکردم به همون اندازه که دقم دادی باهات بد بودم. نمیدونم چرا بعد از دیدن اون خواب انقدر حالم خوب بود! شاید به خاطر اینکه بالاخره دیدم یه جایی طبق میل و دل خودم باهات رفتار کردم! در هر صورت لذت بخش بود برام که تونستم با نگاه خصمانه بهت نگاه کنم و با نگاهم همه حرفامو بهت بزنم خوشم میومد که میتونستی عمق آتیشی که توی دلم راه انداختی رو از چشمام ببینی یه دوئل چشم در چشم بود در دنیای واقعی و عالم بیداری هیچوقت نمیشه که تو بتونی منو بفهمی و م

برچسب: نویسنده: یوسف جعفری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 1:33

باورم نمیشه!! دوست دوران مدرسه دوست مو طلایی من امروز با دوران تجردش خداحافظی کرد و به جرگه عشاق متاهل پیوست!!! پیوندتــــــــــــــــان مبارک و پایدار باد. ان شاءالله. احساسی ترین احساس دریایی نوشت: فروغ عزیزم خیلی خیلی خوشحالم برات..خیییییییییییلی زیاد. اصلا در حد تصورتم نیست! امیدوارم همه مراحل این زندگی جدیدی رو که درش قدم گذاشتی به خوبیوبا موفقیت پشت سر بذاری. میدونم که از حالا به بعد خیلی کم میتونم ببینمت. از همین الان دلم تنگته دوست من. یه دوستی شونزده ساله که هر سال به قدمتش اضافه میشه دیگه دوستی نیست خواهریه! همیشه خواهرتم تا تـــــــــــــ

برچسب: عروس شدنت مبارک, نویسنده: یوسف جعفری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 1:33

سلام بابا کاش همیشه به خوابم بیای تا حالم خوب باشه. وقتی تو باشی همه چیز سر جاشه. دیگه دلم نمیگیره... دیگه حسرت داشتن تورو ندارم... دیگه چشمم به کانون گرم هیچ خانواده خوشبختی نیست... دیگه چشمم در به در دنبال اثری از گذشته نیست تا خاطره تورو برای خودم زنده کنم... دیگه از دست اون عذاب نمیکشم... خوابی که صبح دیدم کلی انرژی بهم داد سر صبحی! من و تو و اون توی همون خونه قدیمی... از بالا پشت بوم ناز ل شدی یه دفعه !!!! اونم با چه تیپی!!! انگار از پیک نیک و ماهیگیری اومده بودی!!! همونجور تپل و مپل ولی خیلی سرحال وقبراق!!! ... بار هم من بودم آغوشی که ده ساله ندارمش... حس بی نظیری که

برچسب: و باز هم عشق,و باز هم تنهایی,و باز هم لیلی,و باز هم سکوت,و باز هم شراره حادثه آفريد,و باز هم سلام,رمان و باز هم لیلی,رمان و باز هم ازدواج اجباری,دانلود رمان و باز هم لیلی,دانلود رمان و باز هم ليلي, نویسنده: یوسف جعفری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 1:33

هر کنـــج خانه صحنه ای از داستـــــان اوست... امسال درگیری ذهنیم به قدری زیاد بود که از چند روز قبل اومدن این تاریخو روزشماری نکردم... به حدی که حتی امروزم یادم نبود ده سال پیش این موقع چه خاکی تو سرم شد! اگر مصطفی اتفاقی پست محمدو نمیدید و به من نمیگفت الان منم نمیدونستم و یادم نبود...! به نظرم باید خوشحال باشم که این تاریخ مثل هر سال ناقوس مرگم نشده! این نشونه بهبودیه منه! بگذریم... یه ذره بریم توی فاز نبودنت...چطوره؟ یک دهه از نبودنت میگذره... و من با تمام وجودم باورش ندارم! این ده سال شدن رو باور ندارم! این همه سختی و عذاب رو باور ندارم بابا! همیشه وقتی کسی چ

برچسب: نویسنده: یوسف جعفری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 1:33

کاش هر روز میومدی به خوابم!

تو که میفهمی من چقدر حالم دگرگون میشه پس دریغ نکن اینن حالو از من!


برچسب: نویسنده: یوسف جعفری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 1:33

وقتی صدای اذان اومد قلبم فرو ریخت... تصور اینکه در اولین عاشورا در این ساعات چه اتفاقاتی افتاد خارج از ظرفیت ماست. در روضه ها یک چیزهایی میگویند و می روند و ما هم گریه میکنیم اما به خدا که نمی فهمیم عمق داستان فاجعه را هم رد کرده! بعد ظهر بود و بعد از خوردن نذری خوشمزه امام حسین(ع) خواب میچسبید... از خواب که بیدار شدم هوا رو به تاریکی بود... گفتم چه دلگیره امروز... عزیزی گفت ادم دوس داره تا شب بخوابه... راست میگفت دوست نداشتم بیدار شوم دوست نداشتم در روزی که نامش عاشورا بود زیاد پرسه بزنم! من حتی امروز از نوحه ها و روضه ها فرار میکردم! از قرار گرفتن در شرایطی که

برچسب: نویسنده: یوسف جعفری تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 1:33

صفحه بندی